گرامی باد یاد و خاطره چریک فدایی خلق رفیق قاسم سیادتی

رفيق شهيد قاسم سيادتی یکی از فرزندان آگاه و آزاده خلق لُر در سال ١٣٢۵ در شهر بروجرد و در یک خانواده فقير متولد شد. او دارای یک پدر فلج و دومين فرزند از خانواده پنج نفری این خانواده بود. رفيق قاسم دورۀ ابتدائی را در دبستان «١۵بهمن» بروجرد گذراند و سپس در دبيرستان پهلوی (بعد از سرنگونی رژیم شاه نام این دبيرستان به دکتر شریعتی تغيير کرد) ثبت نام نمود. بعد از گذراندن دوره اول متوسطه در این دبيرستان در رشته ریاضی دبيرستان «بحرالعلوم» بروجرد ثبت نام نمود و در خرداد سال ١٣۴۵ در رشته ریاضی دیپلم گرفت. در بهمن ماه همان سال توانست در رشته مشاور راهنمائی دانش سرای عالی تهران به تحصيل ادامه دهد. در همان سال و در جریان اعتراضات دانشجویان، شاهد حمله وحشيانه رنجرها و عمال سرسپرده رژیم منفور شاه به دانشجویان معترض شد. این واقعه مهمی بود که شناخت وی را از ماهيت نيروی سرکوب رژیم شاه افزایش داد. در این مقطع به رغم آن که رفيق قاسم در دانش سرا درس می خواند، به دليل علاقه اش به مهندسی برق در کنکور ورودی دانشگاه تبریز شرکت کرد و در مهر ١٣۴٧ در رشتۀ مهندسی برق دانشکده فنی این دانشگاه آغاز به تحصيل نمود.

گرامی باد یاد و خاطره چریک فدایی خلق رفیق قاسم سیادتی

به خواندن ادامه دهید

ساختمان پلاسکو و پاک کردن صورت مسئله

حادثه غم انگیز و تاسف بار آتش سوزی ساختمان پلاسکو و توام با آن فرو ریختن ساختمانی با قدمت ۵۶ سال، مردم سرزمین مان را در شوک سختی فرو برد. ساخت مجتمع پلاسکو توسط یکی از سرمایه داران یهودی به نام حبیب اله القانیان ـ مالک شرکت پلاسکو، بزرگترین کارخانجات صنایع پلاستیک‌سازی ایران ـ در سال ۱۳۳۹ شروع شده بود و در سال ۱۳۴۱ به پایان رسید؛ این ساختمان عظیم که بلندترین ساختمان تهران در آن دوران بود، پس از قیام بهمن ۵۷ توسط بنیاد مستضعفان مصادره شد تا در آینده از درآمد حاصله از آن کمک حال مستضعفان باشند ولی دیری نپایید که کیسه های دوخته شده خون خواران حکومتی را پر کرد و تنها زجرهایش به کارگران و زحمت کشان رسید.
باری پس از حادثه امروز و فرو ریختن ساختمان پلاسکو به سبب آتش سوزی، تا به دین لحظه تلفات جبران ناپذیری به مردم سرزمین مان زده شده است. بسیاری از آتش نشانان که آمار دقیقی از آن ها داده نشده در زیر آوار گرفتار شدند، کارگرانی که در آن جا مشغول به کار بودند و مغازه دارانی که تمام سرمایه شان در آن جا نهفته بود، دار و ندارشان بر باد رفت و طبق نقل قول ها بسیاری از آن ها حتی فاقد بیمه بوده اند.

pelasko به خواندن ادامه دهید

گرامی داشت یاد و خاطره چریک فدایی خلق رفیق هاشم باباعلی

چریک فدائی خلق رفیق شهید هاشم باباعلی در سال ۱۳۲۴ در بخش سِیمَرِه در یکی از مناطق غربی لرستان در یک خانواده دهقانی چشم به جهان گشود. با توجه به شرایط خانواده، رفیق هاشم در میان زحمت کشان و ستمدیدگان روستا زیست و همواره با آن ها در تماس مستقیم قرار داشت. این موقعیت باعث آن بود که وی شناخت درست و عینی از مسایل جامعه پیدا کند. از جمله وی به طور عینی مشاهده کرد که اصلاحات ارضی ادعائی ِشاه دردی از دردهای بی شمار دهقانان و رنج بران روستا دوا نکرده و از آن ها نکاسته است و دریافت که همه تبلیغات دستگاه در این زمینه دروغی بیش نیست.

گرامی داشت یاد و خاطره چریک فدایی خلق رفیق هاشم باباعلی به خواندن ادامه دهید

پی آمدهای سرکوب سیاسی، نشانی ماندگار بر حیات روحی بازماندگان

پی آمدهای سرکوب سیاسی، نشانی ماندگار بر حیات روحی بازماندگان: فرزندان زندانیان و قتل عام شدگان دهۀ شصت در تقابل با فراموشی و سکوت سخن می گویند

 

سلام و درود بر شما حضار گرامی و سپاس از فرصتی که به من داده شده تا امروز در حضور شما باشم. ما امروز برای گرامی داشت یاد و خاطرۀ جان باختگان دهۀ شصت در این جا جمع شده ایم و برای این که نگذاریم مرگ آن ها بر روی زندگی، مقاومت، آرمان ها و ارزش های انسانی و مبارزاتی شان سایه بیاندازد.

همۀ رژیم های دیکتاتوری و وابستگان شان به طور برنامه ریزی شده ای برای کنترل اذهان، پاک سازی حافظه جمعی و ایجاد فراموشی تلاش می کنند. رژیم جمهوری اسلامی هم، هم واره کوشیده است تا آثار باقی مانده از گذشته را کتمان کند، نادیده بگیرد، پنهان سازد، پاک کند یا تغییر دهد. آمرین و عاملین سرکوب و اطرافیان آن ها نمی خواهند ما بدانیم به چه جنایاتی دست زده اند و قطعا نمی خواهند در قبال این جنایات مسئول شناخته شوند و به مجازات برسند. آن ها با به زیر سوال بردن اعتبار و حیثیت مبارزین، می خواهند تمام دنیا را متقاعد کنند که جنایتی مرتکب نشده اند و گذشته باید فراموش شود.

اما هر جا که دستگاه استبداد، گذشته را ممنوع کرده، زنده نگه داشتن حافظه جمعی برای مخالفین به یک شکل از مبارزه تبدیل شده، و گردهمایی امروز ما هم بخشی از این مبارزه است. ما درست در نقطه مقابل سرکوب گران قرار داریم. حضور ما در این مراسم موضعی ست علیه فراموشی تاریخی و پافشاری ای است بر زنده نگه داشتن یاد، مبارزات و مقاومت جان باختگان دهۀ شصت، که در سکوت و بی اعتنایی جامعه شکنجه و اعدام شدند.

پی آمدهای سرکوب سیاسی، نشانی ماندگار بر حیات روحی بازماندگان به خواندن ادامه دهید

مادر اعظمی به دیار فریدون اش شتافت

«مادرانِ سیاه‌پوش
ــ داغدارانِ زیباترین فرزندانِ آفتاب و باد ــ
هنوز از سجاده‌ها
سر برنگرفته‌اند!»
و هنوز شاهد تحقق آرزوی هميشگی شان، محاکمه عاملین و آمرين کشتار فرزندان آزادی خواه و مبارز شان برای رسیدن به سزای اعمال جنايت کارانه شان نشده اند که یک به یک از میان ما پر می کشند و رخت بر می بندند تا دشواری وظیفه را به دیگر بازماندگان بسپارند. وظیفه ای  که البته دیر نیست و دور هم نیست.

یکی دیگر از مادران داغ دار ولی استوار و راسخ که نه تنها فریدون اش را از او گرفته بودند، بل که جنایات شاه و شیخ «بسیار گل که از کف او برده بود» سلطنت اعظمی بیرانوند (مادر اعظمی) است که تنها پس از چند ماه از مرگ همسرش پرویز اعظمی، تحمل دوری او را تاب نیاورد و به آغوش گرم و امن او شتافت.

من نیز به نقل از مادرم و به پاس تمامی محبت ها و مهربانی هایی که در حق مادرم و من پس از اعدام پدرم در سال ۶۰ به ما داشت، «عمه» صدایش می زدم؛ مرا هم بسیار دوست می داشت و به مانند عمو پریز و البته با روحیات و احساسات لطیف مادرانه ای که داشت من را هم چون نوه هایش عزیز می داشت.

مادر اعظمی به دیار فریدون اش شتافت به خواندن ادامه دهید

در تعهد هنر

با توجه به رخدادهایی که اخیرا در باب سینما و هنر در جامعه داخل و خارج ایران پیش آمده است(جوایز جشنواره فیلم کن ۲۰۱۶ به اصغر فرهادی و شهاب حسینی، مرگ کیارستمی، سریال شهرزاد و…) و با توجه به نظرات متفاوتی که توسط مردم در مورد هنرمندان و جهت گیری های سیاسی ـ اجتماعی شان مشاهده می شود، بر آن شدم تا توجه دوستان و رفقای گرامی را به مصاحبه ای که با شاعر آزادی احمد شاملو در باب «در تعهد هنر» صورت گرفته است، جلب نمایم.
پریسکه

– به نظر شما شعر هنرى آزاد است يا ملتزم؟
– اصولاً هنر ملتزم نيست يعنى هيچ‏ گاه التزام و تعهد نقشى در آفرينش هنرى بازى نمى‏ كند. التزام امرى شخصى و فردى است. در موسيقى موزار هيچ تعهدى به چشم نمى‏ خورد و مى‏ توان گفت آثار او فقط موسيقى خالص است در حالى كه مثلاً باخ را مى‏ شود متعهد به كليسا دانست يا مثلاً وان‏گوگ را، صرف نظر از طرح‏ هاى نخستين اش، نقاشى فاقد تعهد به شمار آورد هر چند كه اين موضوع در روزگار آن‏ ها مطرح نبوده است. اما التزام هنرمند بايد انسانى باشد. التزامى فارغ از قيد و بند فرقه‏ گرائى و تحزب. التزامى فارغ از سياست و تنها در راه تعالى انسان. اما به هر تقدير اثر هنرى پيش از آن‏ كه بار تعهد يا التزامى را به دوش بكشد بايد هويت هنرى خود را ثابت كند. حافظ نه به اين دليل كه بيش از شاعران ديگر غم خوار انسان و دشمن رياكارى بوده بر قله غزل فارسى پايدار مانده. تعهد او فرع استادى و قدرت غزل سرایی اش است. ماياكفسكى – شاعر انقلابى – التزام و تعهد اجتماعى شاعر را اساس كار قرار مى‏ داد و مى‏ گفت شاعر بايد براى نوشتن شعر از اجتماع سفارش قبول كند و شعر را «محصول سفارش اجتماعى» مى‏ خواند. او فراموش كرده بود كه نخست بايد شاعر بود تا بتوان به سفارش جامعه پاسخ شايسته داد، و گر نه بسيار بودند كسانى كه به همان راه او رفتند و نامى باقى نگذاشتند. من هم شعر پريا را مستقيماً به سفارش اجتماع نوشتم. جامعه كه با كودتاى ۱۳۳۲ لطمه نوميدانه شديدى خورده بود به آن نياز داشت و من كه در متن جامعه بودم اين نياز را درک كردم و به آن پاسخ گفتم. آن هم با زبان خود توده. و توده هم بى درنگ آن را تحويل گرفت و برد. لازم اش داشت و من اين لزوم را با پوست و گوشت ام احساس كرده بودم. پس شعرى بود محصول لزوم و اقتضا. اقتضاى وارستگى، نه اقتضاى وابستگى. اقتضاى ايثارى نه اقتضاى بيعارى. اين شعر منباب مقايسه در همان تاريخى نوشته شد كه مثلاً شاعر ديگرى سرگرم صادر كردن چنين چيزهائى بود.

در تعهد هنر ـ احمد شاملو به خواندن ادامه دهید

رفیق حمید اشرف و دیگر رفقای ۸ تیر ۱۳۵۵ با سری افراشته بر خاک افتادند.

یاد و راه چریک فراموش نشدنی، رفیقی از سلاله کمونیست های فدایی رفیق کبیر حمید اشرف در چهلمین سالگرد جان باختن اش گرامی باد!

در ۸ تیرماه ۱۳۵۵، تهران، منطقه مهرآباد جنوبی شاهد یکی از گسترده ترین عملیات مزدوران رژیم شاه علیه گروهی از زنان و مردان جان بر کف چریک فدایی خلق بود. نیروهای ساواک و شهربانی و ارتش آمریکایی شاه در حالی که از هوا و زمین با مخوف ترین جنگ افزارها حمایت می شدند، با محاصره خانه ای در مهرآباد جنوبی، بیست متری ولیعهد در تهران، از هر طرف به پایگاه رفقا حمله ور شدند. باران گلوله و نارنجک از هر سو بر خانه باریدن گرفت…
در طوفانی که از هجوم گلوله و خون و مرگ بر پا شد، زنان و مردان چریک با هر سلاحی که در دست داشتند به مدت ۴ ساعت بی وقفه به نبرد با اهریمن در این میدان نا برابر پرداختند.

سرانجام رفقا محمد رضا یثربی، محمد حسین حق نواز، طاهره خرم، غلامعلی خراط پور، علی اکبر وزیری، یوسف قانع خشکه بیجاری، فاطمه حسینی، غلام رضا لایق مهربانی، محمد مهدی فوقانی، عسگر حسینی ابرده و بالاخره رفیق کبیر حمید اشرف در نبرد با دشمن با سری افراشته بر خاک افتادند.
مرگ این رفقا و به ویژه حمید اشرف دشمن سازش ناپذیر استثمارگران، فرمانده کبیر و شجاع توده ها موجی از غم و اندوه توده ها و شادی و شعف ظالمان و استثمارگران را برانگیخت!

رفیق حمید اشرف و دیگر رفقای ۸ تیر ۱۳۵۵ با سری افراشته بر خاک افتادند. به خواندن ادامه دهید