گرامی باد خاطره کارل مارکس آموزگار و اندیشمند بزرگ پرولتاریا

تاريخ کليۀ جامعه هائى که تا کنون وجود داشته*، تاريخ مبارزۀ طبقاتی است.(۱)

کارل مارکس آموزگار بزرگ پرولتاریا، اندیشمند نابغه ای بود که پایه های سوسیالیسم علمی را به مثابه علمی برای انقلاب بر مبنای ماتریالیسم دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی و اقتصاد سیاسی بنا نهاد و از تلفیق بهترین اندیشه های قرن نوزدهم یعنی فلسفه آلمان، علم اقتصاد انگلستان و سوسیالیسم فرانسه، علم رهایی انقلابی ترین طبقه عصر ما، یعنی طبقه کارگر را از یوغ سرمایه داران جهان خوار پدید آورد.

به خواندن ادامه دهید

گرامیداشت یاد و خاطره چریک فدایی خلق رفيق فاطمه حسينی 

در ٨ تير ماه سال ١٣۵۵ با یورش نيرو های سرکوب گر شاه به یکی از پایگاه های سازمان چریک های فدائی خلق ایران، طبقه کارگر ایران تعدادی از رهبران و رزمندگان پيشرو خود را از دست داد. یکی از این رزمندگان، چریک فدائی خلق رفيق فاطمه حسينی بود. شير زنی که در آخرین نبرد قهرمانانه اش تا آخرین گلوله برای رسيدن به آزادی و سوسياليسم جنگيد و برگی درخشان به دفتر مبارزات کمونيست ها جهت رهائی طبقه کارگر از ظلم و ستم و استثمار افزود.
رستاخيز سياهکل و آغاز مبارزه مسلحانه عليه سرمایه داری وابسته حاکم بر ایران و رژیم دیکتاتوری حافظ آن، نشان داد که طبقه کارگر ایران پس از فترتی طولانی، گام های بزرگی در جهت تشکيل سازمان رزمنده خود به پيش برداشته است. در آن سال ها سازمان چریک های فدائی خلق ایران به مثابه سازمان سياسی – نظامی طبقه کارگر با مبادرت به مبارزه مسلحانه فضای سياسی جامعه را دگرگون نمود و از جمله شرایط را برای رشد و گسترش مبارزات کارگری تسهيل نمود.

به خواندن ادامه دهید

گرامی باد یاد و خاطره چریک فدایی خلق رفیق قاسم سیادتی

رفيق شهيد قاسم سيادتی یکی از فرزندان آگاه و آزاده خلق لُر در سال ١٣٢۵ در شهر بروجرد و در یک خانواده فقير متولد شد. او دارای یک پدر فلج و دومين فرزند از خانواده پنج نفری این خانواده بود. رفيق قاسم دورۀ ابتدائی را در دبستان «١۵بهمن» بروجرد گذراند و سپس در دبيرستان پهلوی (بعد از سرنگونی رژیم شاه نام این دبيرستان به دکتر شریعتی تغيير کرد) ثبت نام نمود. بعد از گذراندن دوره اول متوسطه در این دبيرستان در رشته ریاضی دبيرستان «بحرالعلوم» بروجرد ثبت نام نمود و در خرداد سال ١٣۴۵ در رشته ریاضی دیپلم گرفت. در بهمن ماه همان سال توانست در رشته مشاور راهنمائی دانش سرای عالی تهران به تحصيل ادامه دهد. در همان سال و در جریان اعتراضات دانشجویان، شاهد حمله وحشيانه رنجرها و عمال سرسپرده رژیم منفور شاه به دانشجویان معترض شد. این واقعه مهمی بود که شناخت وی را از ماهيت نيروی سرکوب رژیم شاه افزایش داد. در این مقطع به رغم آن که رفيق قاسم در دانش سرا درس می خواند، به دليل علاقه اش به مهندسی برق در کنکور ورودی دانشگاه تبریز شرکت کرد و در مهر ١٣۴٧ در رشتۀ مهندسی برق دانشکده فنی این دانشگاه آغاز به تحصيل نمود.

گرامی باد یاد و خاطره چریک فدایی خلق رفیق قاسم سیادتی

به خواندن ادامه دهید

ساختمان پلاسکو و پاک کردن صورت مسئله

حادثه غم انگیز و تاسف بار آتش سوزی ساختمان پلاسکو و توام با آن فرو ریختن ساختمانی با قدمت ۵۶ سال، مردم سرزمین مان را در شوک سختی فرو برد. ساخت مجتمع پلاسکو توسط یکی از سرمایه داران یهودی به نام حبیب اله القانیان ـ مالک شرکت پلاسکو، بزرگترین کارخانجات صنایع پلاستیک‌سازی ایران ـ در سال ۱۳۳۹ شروع شده بود و در سال ۱۳۴۱ به پایان رسید؛ این ساختمان عظیم که بلندترین ساختمان تهران در آن دوران بود، پس از قیام بهمن ۵۷ توسط بنیاد مستضعفان مصادره شد تا در آینده از درآمد حاصله از آن کمک حال مستضعفان باشند ولی دیری نپایید که کیسه های دوخته شده خون خواران حکومتی را پر کرد و تنها زجرهایش به کارگران و زحمت کشان رسید.
باری پس از حادثه امروز و فرو ریختن ساختمان پلاسکو به سبب آتش سوزی، تا به دین لحظه تلفات جبران ناپذیری به مردم سرزمین مان زده شده است. بسیاری از آتش نشانان که آمار دقیقی از آن ها داده نشده در زیر آوار گرفتار شدند، کارگرانی که در آن جا مشغول به کار بودند و مغازه دارانی که تمام سرمایه شان در آن جا نهفته بود، دار و ندارشان بر باد رفت و طبق نقل قول ها بسیاری از آن ها حتی فاقد بیمه بوده اند.

pelasko به خواندن ادامه دهید

گرامی داشت یاد و خاطره چریک فدایی خلق رفیق هاشم باباعلی

چریک فدائی خلق رفیق شهید هاشم باباعلی در سال ۱۳۲۴ در بخش سِیمَرِه در یکی از مناطق غربی لرستان در یک خانواده دهقانی چشم به جهان گشود. با توجه به شرایط خانواده، رفیق هاشم در میان زحمت کشان و ستمدیدگان روستا زیست و همواره با آن ها در تماس مستقیم قرار داشت. این موقعیت باعث آن بود که وی شناخت درست و عینی از مسایل جامعه پیدا کند. از جمله وی به طور عینی مشاهده کرد که اصلاحات ارضی ادعائی ِشاه دردی از دردهای بی شمار دهقانان و رنج بران روستا دوا نکرده و از آن ها نکاسته است و دریافت که همه تبلیغات دستگاه در این زمینه دروغی بیش نیست.

گرامی داشت یاد و خاطره چریک فدایی خلق رفیق هاشم باباعلی به خواندن ادامه دهید

پی آمدهای سرکوب سیاسی، نشانی ماندگار بر حیات روحی بازماندگان

پی آمدهای سرکوب سیاسی، نشانی ماندگار بر حیات روحی بازماندگان: فرزندان زندانیان و قتل عام شدگان دهۀ شصت در تقابل با فراموشی و سکوت سخن می گویند

 

سلام و درود بر شما حضار گرامی و سپاس از فرصتی که به من داده شده تا امروز در حضور شما باشم. ما امروز برای گرامی داشت یاد و خاطرۀ جان باختگان دهۀ شصت در این جا جمع شده ایم و برای این که نگذاریم مرگ آن ها بر روی زندگی، مقاومت، آرمان ها و ارزش های انسانی و مبارزاتی شان سایه بیاندازد.

همۀ رژیم های دیکتاتوری و وابستگان شان به طور برنامه ریزی شده ای برای کنترل اذهان، پاک سازی حافظه جمعی و ایجاد فراموشی تلاش می کنند. رژیم جمهوری اسلامی هم، هم واره کوشیده است تا آثار باقی مانده از گذشته را کتمان کند، نادیده بگیرد، پنهان سازد، پاک کند یا تغییر دهد. آمرین و عاملین سرکوب و اطرافیان آن ها نمی خواهند ما بدانیم به چه جنایاتی دست زده اند و قطعا نمی خواهند در قبال این جنایات مسئول شناخته شوند و به مجازات برسند. آن ها با به زیر سوال بردن اعتبار و حیثیت مبارزین، می خواهند تمام دنیا را متقاعد کنند که جنایتی مرتکب نشده اند و گذشته باید فراموش شود.

اما هر جا که دستگاه استبداد، گذشته را ممنوع کرده، زنده نگه داشتن حافظه جمعی برای مخالفین به یک شکل از مبارزه تبدیل شده، و گردهمایی امروز ما هم بخشی از این مبارزه است. ما درست در نقطه مقابل سرکوب گران قرار داریم. حضور ما در این مراسم موضعی ست علیه فراموشی تاریخی و پافشاری ای است بر زنده نگه داشتن یاد، مبارزات و مقاومت جان باختگان دهۀ شصت، که در سکوت و بی اعتنایی جامعه شکنجه و اعدام شدند.

پی آمدهای سرکوب سیاسی، نشانی ماندگار بر حیات روحی بازماندگان به خواندن ادامه دهید

مادر اعظمی به دیار فریدون اش شتافت

«مادرانِ سیاه‌پوش
ــ داغدارانِ زیباترین فرزندانِ آفتاب و باد ــ
هنوز از سجاده‌ها
سر برنگرفته‌اند!»
و هنوز شاهد تحقق آرزوی هميشگی شان، محاکمه عاملین و آمرين کشتار فرزندان آزادی خواه و مبارز شان برای رسیدن به سزای اعمال جنايت کارانه شان نشده اند که یک به یک از میان ما پر می کشند و رخت بر می بندند تا دشواری وظیفه را به دیگر بازماندگان بسپارند. وظیفه ای  که البته دیر نیست و دور هم نیست.

یکی دیگر از مادران داغ دار ولی استوار و راسخ که نه تنها فریدون اش را از او گرفته بودند، بل که جنایات شاه و شیخ «بسیار گل که از کف او برده بود» سلطنت اعظمی بیرانوند (مادر اعظمی) است که تنها پس از چند ماه از مرگ همسرش پرویز اعظمی، تحمل دوری او را تاب نیاورد و به آغوش گرم و امن او شتافت.

من نیز به نقل از مادرم و به پاس تمامی محبت ها و مهربانی هایی که در حق مادرم و من پس از اعدام پدرم در سال ۶۰ به ما داشت، «عمه» صدایش می زدم؛ مرا هم بسیار دوست می داشت و به مانند عمو پریز و البته با روحیات و احساسات لطیف مادرانه ای که داشت من را هم چون نوه هایش عزیز می داشت.

مادر اعظمی به دیار فریدون اش شتافت به خواندن ادامه دهید