چرا نباید در انتخابات تحت حاکمیت جمهوری اسلامی شرکت کرد؟

جمهوری اسلامی در حال سازمان دادن کارزار دیگری زیر نام «انتخابات» ریاست جمهوری ست و این روزها همین مساله به موضوع مورد بحث در بین بسیاری از نیروهای سیاسی و مردم تبدیل شده است.

لنین در کتاب دولت و انقلاب به نقل از کارل مارکس در مورد ماهيت دمکراسی سرمایه داری و انتخابات آن می گوید: سرمایه داری و طبقه حاکم «هر چند سال یک بار به ستم کشان اجازه می دهند تصميم بگيرند که از ميان طبقۀ ستم گر چه کسی در پارلمان نماینده و سرکوب کنندۀ آنان باشد!»(۱)

البته هنگامی که سخنان مارکس را با توجه به اصل مارکسیستی «تحلیل مشخص از شرایط مشخص» در چارچوب سیستم اقتصادی- سیاسی حاکم بر ایران و منافع طبقه حاکم بررسی می کنیم می بینیم که حتی یک انتخابات با ماهیت دمکراسی سرمایه داری، تا به امروز در رژیم جمهوری اسلامی برقرار نبوده است. در نتیجه این عمل کاملا اشتباهی ست که عده ای با استناد به جمله بالا از قول مارکس در یک تحلیل مشخص از شرایط مشخص ِحاکم بر ایران می کوشند شرایط ایران با جوامع سرمایه داری مورد اشاره مارکس یکسان جلوه دهند. در جامعه تحت سلطه ایران ستم کشان مانند جوامع کلاسیک سرمایه داری حتی اجازه نمی یابند هر چند سال یک بار، از میان ستم گران یکی را برای ادامه مناسبات وابسته به امپریالیسم حاکم انتخاب کنند.
به خواندن ادامه دهید

Advertisements

داستان «کوه فقرا» و «دست دراز حکومت»

در باره فاجعه انفجار معدن زغال سنگ زمستان یورت آزادشهر در استان گلستان

اینیاتسیو سیلونه، نویسنده ایتالیایی در رمان «نان و شراب» می نویسد:

«دن: شنیدم در این کوه معدن هست
بونی: خدا نکند معدن باشد!
دن: نمی فهمم! برای چی؟!
بونی: زمانی  که کوه فقیر است، از آن ماست؛ اما همین که معلوم شد غنی است، حکومت آن را تصاحب خواهد کرد.
حکومت یک دست دراز دارد و یک دست کوتاه. دست دراز به همه جا می‌ رسد و برای گرفتن است، و دست کوتاه برای دادن است، و فقط به کسانی می ‌رسد که خیلی نزدیک اند..!!»

این حکایت تمام کشورهای تحت حاکمیت سرمایه داری است که به زبانی روان و شیوا واقعیت وجودی این سیستم نکبت بار و استثمارگرانه و عنان گسیختگی آن در امر چپاول و غارت مردم را بیان می کند.
سرزمین ما ایران هم تحت حاکمیت و حمایت چنین سیستم هاری است و این سیستم ظالمانه پنجه های خونین خود را در تمامی عرصه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی زندگی توده های در زنجیر فرو کرده و وضعیت ذلت بار کنونی را برای جامعه به وجود آورده است.
ساکنان «کوه» تا زمانی که فقیر است، صاحب تمام فقر آن و تجلیات اش هستند ولی هنگامی که کوه «ثروتمند» شد و کار به استخراج ثروت کشید آن گاه «دست دراز» حکومت زور مداران از آستین به در می آید و برای تصاحب آن ثروت از هیچ جنایتی خودداری نمی ورزد. به خواندن ادامه دهید

حتی اسرائیل هم این کار را با فلسطین نمی کند!

(در باره تخریب خانه ها در خرم آباد توسط شهرداری)

تخریب یک  واحد مسکونی در منطقه کوی فلسطین شهر خرم آباد توسط ماموران شهرداری به دلیل اجرای طرح احداث پارک در آن منطقه خشم بسیاری از مردم را برانگیخت. خشمی که در حال حاضر چون آتش زیر خاکستر است و دور نیست، دیرنیست، آن روز که زبانه کشد و انتقام توده های تحت ستم را بستاند. اما ماجرا از چه قرار بود؟
از مدتی پیش شهرداری خرم آباد به بهانه تبدیل لرستان به یک استان گردشگری و مبدل کردن شهر خرم آباد به یک شهر توریستی در مناطق متعددی و از جمله در منطقه کوی فلسطین دست به تخریب خانه هایی زده که به گفته شهرداری این خانه ها یا املاک در محدوده مورد نظر برای «تعریض و توسعه شهری» واقع شده اند! بنا به ادعای یکی از مسئولان شهرداری این املاک در ازای پرداخت مبلغی که توسط کارشناس رسمی دادگستری تعیین می شود به طور قانونی و با توافق از صاحبان آنها خریداری شده و بعد تخریب می شوند!
اما اخیرا ویدئو کلیپ هایی از اعمال جنایت کارانه مامورین رژیم پخش شده که نتایج به اصطلاح این پروژه ها و امر توسعه را نشان داده و توجه به آن، خشم و نفرت هر انسان شریفی را بر می انگیزد. به خواندن ادامه دهید

گرامی باد خاطره کارل مارکس آموزگار و اندیشمند بزرگ پرولتاریا

تاريخ کليۀ جامعه هائى که تا کنون وجود داشته*، تاريخ مبارزۀ طبقاتی است.(۱)

کارل مارکس آموزگار بزرگ پرولتاریا، اندیشمند نابغه ای بود که پایه های سوسیالیسم علمی را به مثابه علمی برای انقلاب بر مبنای ماتریالیسم دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی و اقتصاد سیاسی بنا نهاد و از تلفیق بهترین اندیشه های قرن نوزدهم یعنی فلسفه آلمان، علم اقتصاد انگلستان و سوسیالیسم فرانسه، علم رهایی انقلابی ترین طبقه عصر ما، یعنی طبقه کارگر را از یوغ سرمایه داران جهان خوار پدید آورد.

به خواندن ادامه دهید

گرامیداشت یاد و خاطره چریک فدایی خلق رفيق فاطمه حسينی 

در ٨ تير ماه سال ١٣۵۵ با یورش نيرو های سرکوب گر شاه به یکی از پایگاه های سازمان چریک های فدائی خلق ایران، طبقه کارگر ایران تعدادی از رهبران و رزمندگان پيشرو خود را از دست داد. یکی از این رزمندگان، چریک فدائی خلق رفيق فاطمه حسينی بود. شير زنی که در آخرین نبرد قهرمانانه اش تا آخرین گلوله برای رسيدن به آزادی و سوسياليسم جنگيد و برگی درخشان به دفتر مبارزات کمونيست ها جهت رهائی طبقه کارگر از ظلم و ستم و استثمار افزود.
رستاخيز سياهکل و آغاز مبارزه مسلحانه عليه سرمایه داری وابسته حاکم بر ایران و رژیم دیکتاتوری حافظ آن، نشان داد که طبقه کارگر ایران پس از فترتی طولانی، گام های بزرگی در جهت تشکيل سازمان رزمنده خود به پيش برداشته است. در آن سال ها سازمان چریک های فدائی خلق ایران به مثابه سازمان سياسی – نظامی طبقه کارگر با مبادرت به مبارزه مسلحانه فضای سياسی جامعه را دگرگون نمود و از جمله شرایط را برای رشد و گسترش مبارزات کارگری تسهيل نمود.

به خواندن ادامه دهید

گرامی باد یاد و خاطره چریک فدایی خلق رفیق قاسم سیادتی

رفيق شهيد قاسم سيادتی یکی از فرزندان آگاه و آزاده خلق لُر در سال ١٣٢۵ در شهر بروجرد و در یک خانواده فقير متولد شد. او دارای یک پدر فلج و دومين فرزند از خانواده پنج نفری این خانواده بود. رفيق قاسم دورۀ ابتدائی را در دبستان «١۵بهمن» بروجرد گذراند و سپس در دبيرستان پهلوی (بعد از سرنگونی رژیم شاه نام این دبيرستان به دکتر شریعتی تغيير کرد) ثبت نام نمود. بعد از گذراندن دوره اول متوسطه در این دبيرستان در رشته ریاضی دبيرستان «بحرالعلوم» بروجرد ثبت نام نمود و در خرداد سال ١٣۴۵ در رشته ریاضی دیپلم گرفت. در بهمن ماه همان سال توانست در رشته مشاور راهنمائی دانش سرای عالی تهران به تحصيل ادامه دهد. در همان سال و در جریان اعتراضات دانشجویان، شاهد حمله وحشيانه رنجرها و عمال سرسپرده رژیم منفور شاه به دانشجویان معترض شد. این واقعه مهمی بود که شناخت وی را از ماهيت نيروی سرکوب رژیم شاه افزایش داد. در این مقطع به رغم آن که رفيق قاسم در دانش سرا درس می خواند، به دليل علاقه اش به مهندسی برق در کنکور ورودی دانشگاه تبریز شرکت کرد و در مهر ١٣۴٧ در رشتۀ مهندسی برق دانشکده فنی این دانشگاه آغاز به تحصيل نمود.

گرامی باد یاد و خاطره چریک فدایی خلق رفیق قاسم سیادتی

به خواندن ادامه دهید

ساختمان پلاسکو و پاک کردن صورت مسئله

حادثه غم انگیز و تاسف بار آتش سوزی ساختمان پلاسکو و توام با آن فرو ریختن ساختمانی با قدمت ۵۶ سال، مردم سرزمین مان را در شوک سختی فرو برد. ساخت مجتمع پلاسکو توسط یکی از سرمایه داران یهودی به نام حبیب اله القانیان ـ مالک شرکت پلاسکو، بزرگترین کارخانجات صنایع پلاستیک‌سازی ایران ـ در سال ۱۳۳۹ شروع شده بود و در سال ۱۳۴۱ به پایان رسید؛ این ساختمان عظیم که بلندترین ساختمان تهران در آن دوران بود، پس از قیام بهمن ۵۷ توسط بنیاد مستضعفان مصادره شد تا در آینده از درآمد حاصله از آن کمک حال مستضعفان باشند ولی دیری نپایید که کیسه های دوخته شده خون خواران حکومتی را پر کرد و تنها زجرهایش به کارگران و زحمت کشان رسید.
باری پس از حادثه امروز و فرو ریختن ساختمان پلاسکو به سبب آتش سوزی، تا به دین لحظه تلفات جبران ناپذیری به مردم سرزمین مان زده شده است. بسیاری از آتش نشانان که آمار دقیقی از آن ها داده نشده در زیر آوار گرفتار شدند، کارگرانی که در آن جا مشغول به کار بودند و مغازه دارانی که تمام سرمایه شان در آن جا نهفته بود، دار و ندارشان بر باد رفت و طبق نقل قول ها بسیاری از آن ها حتی فاقد بیمه بوده اند.

pelasko به خواندن ادامه دهید